|
کپی برداری از مطالب این وبلاگ ، با یا بدون ذکر منبع ممنوع است !
|
سلام
دوس دارم حال و هوای وبلاگ برگرده به قبل
تازگیا اینجا شده محل جنگ و دعوا
می خوام برگردم به قبل
ماه محرمه ... ماهی که خیلی حرمت داره . ماهی که خیلی عزیزه
برام دعا کنید . من هم براتون دعا می کنم
خدایا به حرمت این ماه عزیزت آرزوی همه ی دوستای گل من رو برآورده کن توی این ماه ...
چند وقته که ترانه ای از خودم براتون نذاشتم . الان می خوام این کارو کنم
و اینکه بعدش یه سورپرایز بزرگ دارم برای دوستداران آقای مشکی پوش .
این ترانه ی کوچولوی من که ازتون می خوام نظرتون رو در موردش بهم بگین :
گریه نکن می گن خدا بزرگه
نترس از اینکه اینجا بره گرگه
گریه نکن با سختیا بازی کن
به هرچی داری خودتو راضی کن
گریه نکن . غصه نخور . رها شو
کاری به تلخیا نداشته باش و
رنگ و ریا رو خط بزن . ساده باش
واسه یه لحظه مثل بچه ها شو
( پیوند )
حالا هم سورپرایز من برای شما !!!
دانلود با فرمت 3gp (براي موبايل)
نمی گم چیه . خودتون دانلود کنید و ببینید . این اولین باری هست که این فایل تصویری پخش می شه .
فقط می گم مرتبط با آقای مشکی پوش و ماه محرم امسال هست ...
فک کنم متوجه شدید چیه !
ببینید و لذت ببرید ...
مثل همیشه نبود ... نه می خندید و نه اون حس و حال قبلی رو داشت . نمی دونم چرا اینجوری بود ؟ یه جور بی سابقه ای حالش گرفته بود انگار . از اونجایی که نمی تونه حسشو پنهون بکنه می شد از نگاهش خوند که حالش خیلی بده . جوری بود که آدم دلش می گرفت و ناراحت می شد از حال مشکی پوش و بدتر از همه این بود که نمی شد دردشو فهمید چون مستقیما بروزش نمی داد . فقط یه گوشه روی یکی از مبل های لابی هتل نشسته بود و تو خودش بود . گرچه با دور و بری هاش حرف می زد گاهی ...
گذشت تا زمان کنسرت ... همه منتظر رضا صادقی بودن که شب سوم کنسرت کیش رو به یه شب خاطره انگیز تبدیل کنه . برای من که انتظار تلخی بود چون می خواستم از دلیل ناراحتی با خبر بشم . آخه آقای مشکی پوش وقتی دلش پره ممکنه روی سن بگه که چرا اینجوریه ؟ خلاصه بعد از یه عالمه انتظار نوازنده ها یکی یکی اومدن و سر جاهاشون کنار سازهاشون قرار گرفتن . عجیب اینجا بود که کی برد جلوی صندلی رضا صادقی بود ! نوازنده های پرکاشن و فلوتی در کار نبودند و نوازنده ی درامز هم چهره جدیدی بود ! ... فک کنید رهبر ارکستر نباشه ! بالاخره آقای مشکی پوش اومد . تنها اومد . بماند که مردم چقدر تشویقش کردن و چقدر با هم اسمشو فریاد زدن و بماند که چقدر ترانه ی داشتم فراموشت می کردم رو زیبا اجرا کرد و باز هم بماند اینکه اون شب غمی که همیشه توی صداشه چقدر محسوس تر بود . همه ی این ها بماند ... وقتی که دیدم خود رضا صادقی نشست پشت کی برد از تعجب داشتم شاخ در می آوردم !!! کم کم فهمیدم موضوع از چه قراره . بچه های متحد(!) گروه مشکی پوشان توی شب اجرای برنامه شون آقای مشکی پوش رو تنها گذاشته بودن . فهمیدم که معنیه اون نگاه غمگین چیه ؟ رضا صادقی تنها مونده بود . چقدر سخته ! خیلی خوب درکش کردم . خیلی سخته که خواننده ی بزرگی مثل رضا صادقی بشینه و خودش کی برد بزنه . رضا صادقی رو توی کنسرت بدون گیتار فرض کنید ... حال و هوا جور دیگه ای بود . چرا ؟ چون "علی ثابت" و بقیه ی اون آقایون نوازنده که گفتم رفته بودن برای "آقای احسان خواجه امیری" بنوازن ! آخه اون شب هم زمان با این اجرا احسان خواجه امیری هم برنامه داشت و اون آقایون هم نوازنده ی رضا صادقی بودن ؛ هم احسان خواجه امیری .
برنامه به هر حال اجرا شد و خوب هم بود و جای خالی هیچ کدوم از این اعضای همیشه همراه گروه(!) تقریبا پر شده بود . اما برای آقای مشکی پوش شب سختی بود . اینو کاملا می شه درک کرد . گرچه رفته رفته با گذشت زمان حس و حال رضا صادقی بهتر شد و برنامه هم حال و هوای متفاوت تری گرفت . باورتون می شه اصلا جای اونا خالی نبود .
گذشت تا شب اول اجرا در شهرستان شهریار ... براتون توی پست قبلی تعریف کردم که چی بود و چه خبر بود ؛ اما جاشه که الان بگم که رضا صادقی موقع معرفی اعضای گروه وقتی که نوبت به علی ثابت شد و اونو معرفی کرد بعد از اینکه مردم تشویقش کردن دوباره گفت : "نه ! اینجوری نمی شه . باید بیای جلو و دوستان دوباره تشویقت کنن !!!" خیلی عجیب بود . رضا صادقی کسی که باهاش بد کرده بود رو اینجوری خوب معرفی کرد و خودشم تشویقش کرد . این خیلی کار بزرگیه . با اینکه دلش پر بود اما نهایت انسانیت خودش رو نشون داد و این ارزشش اندازه ی یه دنیاست .
من دنبال حاشیه سازی نیستم . اینا دقیقا متنه . حاشیه چیزای دیگه است که ...!
یکی از دوستان خواسته بود خبر از کنسرت کیش بدیم . دوست عزیز این هم خبر ! خبرا اینجوریه که نمی شه عنوان کرد . اگه هم با یه عالمه تاخیر الان گفتم واسه خاطر این بود که باید می گفتم تا شاید به گوش اون نوازنده ها برسه . رضا صادقی این روزا رو خیلی وقت پیش دیده بود که گفت : دلخوش هرکی شدیم تو زرد از آب در اومدش !