|
کپی برداری از مطالب این وبلاگ ، با یا بدون ذکر منبع ممنوع است !
|
سلام
اول از همه تولد حضرت ابوالفضل (ع) که من عاشقشم و همه چیزمو از اون دارم مبارک
دوم اینکه یه نامه نوشته بودم که همین الان نظرم عوض شد و پاکش کردم
فقط بگم آقایونی که می آیید به من می گید مثل خواهرتونم و بعد پشت سر من در نهایت دو رویی زیرآبمو
می زنید من می شناسمتون
فقط گفتم که بدونید و باز هم بدونید که اصلا مهم نیست . هرچی دوس دارید بگید ...
من بیدی نیستم که از این باد ها بلرزم . من ریشه م محکمه ...
حالا هم برای جبران دیر آپ کردنم یه ترانه از خودم می نویسم که واسه رضا صادقی عزیزم هم خوندمش . خدا رو شکر که خوششون هم اومد و این انگیزه ی منو بالاتر برد .
می نویسم که شما هم بخونید و ممنون و خوشحال می شم نظرتونو بگید :
لحظه های من تموم شد با كنار تو نشستن
با نگاه به حيله هاتو توی غصه ها شكستن
تو با نامردی و كينه ت خيلی چيزا دادی يادم
خودمم نمی دونستم كه چرا دل به تو دادم ؟
تو خيال خام و سردت زدی و منو شكوندی
ولی خيلی حسه تازه توی قلب من نشوندی
ممنونم كه با دروغات ياد دادی ساده نباشم
عاشقم كردی و رفتی ؛ ياد دادی از تو جدا شم
با تو فهميدم تو دنيا آدما پشت نقابن
چشماشون بازه ؛ مي بينن ولی مسخن ، ولی خوابن
فهميدم كه زندگيمو با تو يك رويا مي ديدم
منه ساده از خدا هم به خود ِ تو می رسيدم
ياد گرفتم از يه دوری مثه بچه ها نترسم
تا يكی دوست دارم گفت عاشقش نشم ؛ نلرزم
ياد گرفتم يه تبسم توی لحظه ؛ عاشقی نيست
يا كه هركی مشكی پوشيد يكی مثل صادقی نيست
آره از تو ياد گرفتم كه نمك مرحمه زخمه
كه هر اشتباه ساده آخرش باعثه اخمه
نفرينت نمی كنم من . نمی خوام که در به در شی
فقط از خدا می خوام كه يه روزی مرد سفر شی
نفرينت نمی كنم چون تو همه دنيامو ساختی
برو اما بی مروت منو هرگز نشناختی
پيوند مشكی![]()
قشنگ نیست آدم حتی از بدی هایی که باهاش می کنن درس بگیره ؟
به نظر من خیلی قشنگه ... خیلی بزرگه
کاش بتونیم اینجوری باشیم ...
مشکی بمونید ... یا علی