|
کپی برداری از مطالب این وبلاگ ، با یا بدون ذکر منبع ممنوع است !
|
خوشبختانه بالاخره فیلم مستند رمز شب منتشر شد و هم اکنون در فروشگاه های مجاز موجود است . یادتون نره این مستند رو به صورت اورجینال بخرید و کپی نکنید .
متاسفانه انتشار آلبوم دوباره به تعویق افتاد .
پیوند نوشت (۱) : منم مث تو اسم رمز شب و می دونم با من نبودی اما به خاطرت می مونم
پیوند نوشت (۲) : من از طرف خودم و آقای مرسلی به علت مشکلات سایت از شما مشکی دوستان عزیز معذرت می خوام .
با توام ! تویی که همه ی حواس خدا به توئه اما خودت حواست نیست . گوش کن !
نمی دونم از کجا باید شروع کنم ؟ از اون شبی که واسه بار اول صداتو شنیدم و از تعجب داشتم شاخ در می آوردم ؟ اون شبی که احساس کردم که چقدر ترانه هات شبیه منن . یا از بار اولی که دیدمت ؟ داشتم از طبقه ی سوم هتل نگاه می کردم که از ماشین پیاده شدی و دیگه اشکام اجازه نمی داد که ببینم .
یا از اون روزایی که توی دانشگاه همه خانوم مشکی صدام می کردن و هر کسی هر خبری از تو می خواست بدونه سراغ من می اومد و جوری شد که هر دوست و آشنایی بعد از شنیدن آهنگ های تو بهم زنگ می زد و می گفت که یاد من افتاده . حالا حتی جوری شده که هر کس شعرامو می خونه می گه این همونه که رضا صادقی خونده یا به سبک همونه ؟ و من باید کلی توضیح بدم که نه و من نه تقلید می کنم نه الهام می گیرم ، اما این شباهت جنس ترانه های ما منو اینجا موندگار کرده و حالا دیگه من ، پیوند ، خواسته یا ناخواسته پشت سایه ی روشنی به اسم رضا صادقی کم رنگ و پر رنگ موندم .
الان چند سال از اون روزا می گذره و من هنوز هم هستم . اصلا حواست هست ؟
آقای مشکی پوش اومدم بگم که تو این مدت ، خیلی از خیلیایی که رنگ هزار رنگشونو پشت رنگ پرچمی که تو اسم عشق و یک رنگی رو روش گذاشتی پنهون می کنن خیلی چیزا شنیدم . برام مهم نیست . اصلا نیومدم بگم که شاکی هستم یا گله دارم . نه ! اینا رو نوشتم چون حرفای ناگفته هم گفتنی می شه اگه دل نتونه سنگینی حجمشونو تحمل کنه . نمی گم ناراضی هستم . توقعی هم ندارم . فکر کنم این دیگه نه به تو ، که به همه ثابت شده . اومدم و خواستم بمونم و می مونم همونجوری که باید . تو هم خواستی که باشی و اومدی و موندی . حواس من و خیلی هایی که با شنیدنت احساس جدیدی تو وجودشون جرقه زد رو مال خودت کردی . حواس خدا رو هم حتی . حواست باشه ! پس حالا همون حسی که نه تنها به من ، بلکه به همه ی اونایی که لحظه های خالی و پر التهابشون رو با احساس ناب تو آروم می کنن دادی رو زنده نگه دار . موندی اما موندنی بمون . نذار که کم رنگ بشه رنگ یک رنگ احساست . خیلی نشونه های بی نشون اینجاست خوب نگاه کن . خدا با توئه ، حواست کجاست ؟!
پیوند نوشت : این یه درد دل بود یا یه خواهش یا یه هشدار کوچیک . اگه کم بود یا بد ، دست دلم بود نه من !
به دلیل مشکل هاست فعلا اخبار مشکی را از همن وبلاگ دنبال کنید . این هم از گزارشی که قول داده بودم :
ورودي از پارکينگ تا طبقه ي 4 که محوطه ي قبل از لابي و سالن اجراست شلوغ است . آسانسورها جواب اين جمعيت را نمي دهد . عده اي از پله ها راهي شده اند . موج مشکي دوستان هر لحظه سنگين تر مي شود . از پله ها که کم هم نيستند بالا مي روم . به محوطه که مي رسم نسيم خنک شبانگاهي نفس هاي به شماره افتاده ام را تجديد مي کند . عده ي به تماشاي منظره ي تهران در شب چشم دوخته اند و عده ي به سمت درب هاي لابي سالن مي روند . دو صف جداگانه در دو طرف براي کنترل بليط وجود دارد . صف خانم ها و آقايان ! بعد از کنترل بليط وارد لابي مي شوم . شلوغ است . ساعت 8:45 دقيقه است .
....
مشکی دوستان عزیز بابت این که هنوز گزارش روی سایت نیست باید بگم مشکلی در به روز رسانی سایت ایجاد شده . منتظر باشید

گزارش لحظه به لحظه از کنسرت بزرگ رضا صادقی
۲۴ مهر ۸۸ ، ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه ، برج میلاد
فردا از وبسایت رسمی سلطان مشکی منتشر خواهد شد .
خبرهای خوب این فصل :
اول اینکه بالاخره بعد از مدت ها ، وب سایت سلطان مشکی با زحمات دوست عزیزم آقای حسین مرسلی به روز شد و از این پس برنامه های تازه ای برای مشکی دوستان در www.rezasadeghi.com خواهیم داشت .
دوم اینکه آقای مشکی پوش در تاریخ ۲۳ و ۲۴ مهرماه در برج میلاد کنسرت خواهد داشت .
سوم اینکه مشکی دوستان ساکن یزد خوشحال باشید چون رضا صادقی در نیمه ی آبان در شهر شما اجرا خواهد داشت .
و خبر های خوب همچنان ادامه دارد ...
هیچ جا بندر نابو ....
بعد از ۴ سال ، امشب و فردا ، رضا صادقی در سالن همایش های آتش نشانی بندر عباس روی استیج می رود و به طور قطع شب های خاطره انگیزی را در زادگاهش رقم خواهد زد .
این کنسرت ها که از ساعت ۱۹ الی ۲۱ برگزار خواهند شد ، ارگانی هستند اما خوشبختانه ورود برای عموم آزاد می باشد و مشکی دوستان همشهری آقای مشکی پوش ، شانس شرکت در این کنسرت ها را دارند .
پیوند نوشت : در پست بعد ، گزارشی از کنسرت استثنایی بندر لنگه را خواهم نوشت .
رضا صادقی بعد از سال ها بالاخره امروز و فردا در استان هرمزگان اجرا خواهد داشت . سلطان مشکی پوش امروز صبح تهران را به مقصد بندر لنگه که قرار است دو روز میزبان کنسرتهای وی باشد ترک کرد . انتظار می رود که این کنسرت ها عالی تر از همیشه برگزار شوند چون بوی زادگاه رضا صادقی انرژی دوچندانی را برایش ایجاد می کند .
قسمت نشد که برای این کنسرت ها به بندر لنگه سفر کنم اما به محض اینکه خبری به دستم رسید برایتان خواهم نوشت .
پیوند نوشت : در موج مشکی به ما بپیوندید . هدف ما جلوگیری از کپی و پخش غیر مجاز آلبوم "یکی بود یکی نبود" از شاه مشکی است . از خواننده ی محبوبتان حمایت کنید .
یک خبر عادی : کنسرت انزلی لغو شد !
آخرین کنسرت رضا صادقی در تابستان ۸۸
مکان : بندر انزلی - سالن میر صدیق
زمان : ۲۹ و ۳۰ شهریور ماه
(تغییرات احتمالی متعاقبا" اعلام می گردد .)
در ضمن دیروز خبری شنیدم که خوشایند نبود اما برای مشکی دوستان می نویسم : نوازنده ی همیشه همراه گروه مشکی پوشان ، آقای مجتبی شکاری اخیرا" از گروه جدا شد .
کجای دنیا برای خواندن باید مجوز گرفت ؟ برای حرف دل . کجای دنیا ایرادهای فرا بنی اسرائیلی می گیرند از ترانه ها ؟ کجای دنیا کسی به خودش اجازه می دهد تا اثر هنری یک هنرمند را بنا به میل خود تغییر دهد و بگوید یا نخوان یا به میل من بخوان ؟ خصوصی تر از حریم دل افراد هم مگر جایی هست ؟ چگونه به خودمان اجازه می دهیم که به دل نوشته های یک انسان که فطرتا آزاد آفریده شده است دست درازی کنیم ؟ تا کجا ؟ تا کی ؟ اگر قانون است چرا برای همگان نیست ؟ اگر قانون نیست چرا برای عده ای هست ؟ چرا ؟
تو شبای سرد و ابری
تک و تنها زیر بارون
اومدی با چتر بسته
تو یه دنیا نور ِ بی جون
مثل یه قصه ی شیرین
موندنی شدی و خوندی
حرف قلبتو به گوش ِ
همه عاشقا رسوندی ....
(پیوند)
پیوند نوشت (۱) : این شعر رو - البته به صورت کامل - برای تولد آقای صادقی بهشون تقدیم کردم . آرزو می کنم که همیشه سلامت باشن و برقرار . روز های خوب و خیلی خوب دارن از راه می رسن ...
پیوند نوشت (۲) : دوستان یه سوال دارم : ما قدر می دونیم ؟ یا همه چیز یادمون رفته ؟
فقط یه ترانه از خودم می نویسم . به درخواست دوستای عزیزم . نظرتون خیلی می تونه کمکم کنه :
برام مهم نیس که کجای راهی
یا این که شرمنده و رو سیاهی
یه روزی ساده قلبمو شکستی
نگو که عاشقی و بی گناهی
برام مهم نیس اگه حتی مُردی
گول ِ دل ِ غریبه ها رو خوردی
این اشتباه ِ هر دوتای ما بود
پس دلو بکّن نگو دل سپردی
می خوام برم راه منو سد نکن
بیشتر از این با دل ِ من بد نکن
روزای تلخ عاشقی تموم شد
گفته بودم به بودن عادت نکن
برام مهم نیس دیگه التماست
دل دیگه ناکوک ِ با ضرب و سازت
عشقمو جای دیگه پیدا کردم
به کوری ِ چشمای ِ ناسپاست
پیوند
پیوند نوشت : دوستان عزیز کپی برداری یا استفاده از مطالب و ترانه های من در این بلاگ با یا بی ذکر منبع ممنوع است . البته با عرض پوزش فراوان
تو گفتی مشکی عشقه
تو سُنتو شکستی
خط زدی عادتا رو
پس به دلم نشستی
(پیوند)
امروز بعد از خواندن كتاب "هشت كتاب" ، شاهكار بي نظير سهراب سپهري بزرگ ، تصميم گرفتم اين پست را بنويسم و تقديم كنم به رضا صادقي عزيز و همه ي شما بزرگواران هميشه همراهم كه رنگ مشكي را ، رنگ عشق و يك رنگي مي دانيد .
اگر به طور دقيق و عمقي حرف ها و آثار رضا صادقي را بررسي كنيم ، عنصري متفاوت از سايرين را در كلام و به طور كل در شخصيت اوخواهيم يافت و آن عنصر ، قانون شكني* است !
انسان ها از گذشته ، قانون هايي هر چند بي پايه و غير عقلاني را در زندگي هاي خود وضع كرده اند و متاسفانه با گذشت زمان ، اين قوانين عرف آيندگان شد . امروزه اگر در خودمان دقت كنيم ، مي بينيم تا حدود زيادي در اين قوانين و به عبارتي خرافات يا عادات اشتباه فرو رفته ايم و شايد برخي از ما ، هنوز هم آن ها را بر حسب عادت قبول داريم .
وضع برخي از اين قوانين كه اغلب بي پايه است در دوره ي سمبوليسم اوج گرفت . دوره اي كه در آن ، به هر حس و حالي و موجوديتي ، سمبلي نسبت مي دادند . كوه را مظهر استواري و كلاغ را موجودي منحوس و شوم مي ناميدند.
قانون شكني در عرف ، سخت است و اگر ساده بگويم دل و جرات زيادي مي خواهد . سهراب سپهري نمونه اي از يك قانون شكن به تمام معناست . كسي كه چشم هايش را شست و به طرز حيرت آوري در اكثر كارهايش ، سمبليسم را متحول كرد و نشان داد كه مي توان تمام سنبل ها و نماد ها را استادانه تغيير داد . كسي كه اعجاز انگيز نوشت : "من نمي دانم چرا مي گويند ، اسب حيوان نجيبيست ، كبوتر زيباست ؟ و چرا در قفس هيچ كسي كركس نيست ؟ گل شبدر چه كم از لاله ي قرمز دارد ؟" كاري كه سهراب سپهري كرد ، سوالات زيادي را در اذهان برانگيخت چون مخالفت با قانون و عادتي كه از پيشينيان همراه انسان بوده است ، (منهاي زيبايي و جذابيتش) در اصل سخت پذيرفته مي شود و سوال برانگيز است و امروز سهراب ديگري متولد شده كه در نهايت تعجب خيلي از مردم ، مشكي را رنگ عشق ناميد !
رنگي كه مردم از قديم ، در برخي از كشور ها خصوصا ايران ، با وجود اين كه اين رنگ نهايت همه ي رنگ هاست و به دليل قدرت بي اندازه اش همه ي رنگ ها در مقابلش رنگ مي بازند و بالاتر از آن ، رنگي وجود ندارد را رنگي نحس و شوم و مختص مراسم عزا مي دانند . رنگي كه روانشناسان بي توجه به اينكه اگر عشق به هر موجوديتي و هر رنگی در دل انسان وجود داشته باشد ، نه تنها او را سرزنده تر نمي كند ، بلكه تمام شكاف هاي خستگي و نا اميدي روح را از وجودش مي زدايد ، آن را رنگ افسردگي و حد بيماري هاي روحي مي دانند .
رضا صادقي جسورانه و محكم مشكي را رنگ عشق كه بالاترين و زيباترين احساس زمين است ، ناميد و مشكي را از سمبل نحسي و ماتم به سمبل عشق و يك رنگي تبديل كرد و با وجود مخالفت هاي ظاهر بينانه و خرافاتي عده اي ، هنوز هم محكم و پا برجا روي حرف خود ايستادگي كرده است و چه بسا بيش از پيش آن را تاكيد مي نمايد .
به نظر من يكي از دلايل ماندگار شدن رضا صادقي ، همين انديشه و نگاه متفاوت اش به دنياي پيرامون است . دنيايي كه با وجود تمام بدي ها ، رنگ ها و پليدي ها ، رضا صادقي خواستار متوقف كردن آن و ساختن دنيايي جديد و مالامال از يك رنگي شد . يك رنگي اي كه از منظر او در رنگ مشكي خلاصه شده است . اگر تا دهه ي اخير ، رنگ مشكي ، زيبا نمي نمود ، امروز واژه ي مشكي ، رنگ مشكي و عشق مشكي ، عقيده ي من و شما و خيلي هاست چون رضا صادقي ، به زيبايي هرچه تمام تر ، نام مقدس عشق و يك رنگي را بر آن نهاد .
* در اين جا منظور من از قانون شكني ، مخالفت با خرافه و عادات ناپسند است نه چيز ديگر !
ديروز كه براي هزارمين بار صدای یکی از آهنگ های ساسي مانكن را از خانه ي همسايه مان شنيدم بعد از ابراز تاسف هميشگي ام ، اين بار عجيب به فكر فرو رفتم . احساس كردم كه موسيقي و بلاخص كلامش در ايران شديدا در معرض خطر است . خطري كه حتي از آنفولانزاي خوكي كه اين روزها شايع شده و تازگي ها هم به آسيا منتقل شده ، كشنده تر است .
اين روز ها همه جا ، در هر محفل و هر ماشين و در كل هر جايي كه قدم مي گذاري نمونه اي از آثار بسيار هنري (!) يك مد گراي به تمام معنا كه به ساسي مانكن معروف شده است را مي شنويم . خلاصه بازار اين خواننده و دوستانش گرم است و همه حتي كودكان 5-6 ساله ، يا كمتر(!)، هم او را مي شناسند هم كارهايش را (گرچه بوی چندانی از ادب نبرده) گوش مي دهند . كسي كه به لطف پول هاي باد آورده يا ارث پدري اش هر روز يك آهنگ جديد ركورد مي كند و به لطف اينترنت در مدت كمتر از 1 ساعت ، آن را در همه ي ايران پخش مي كند .
از طرف ديگر با شنيدن آلبوم جديد بنيامين ، اين خواننده ي پر سر و صدا و مشهور كه با آهنگ "دنيا ديگه مث تو نداره" خود را به اوج شهرت رساند ، كم لطفي فاحش خوانندگان به ترانه و كلام را احساس كردم . كلامي كه از نظر من 80% از يك اثر موسيقي را شامل مي شود ، غريب و تنها به گوشه اي افتاده و كسي هم سراغش نمي رود . بهتر است بي پرده بگويم ، هر كسي كه شب مي خوابد و صبح از دنده ي راست بيدار مي شود و احساس مي كند دنيا را زيبا مي بيند شروع به خلق يك اثر هنري مي كند و ترانه مي نامدش و بعد هم عموم خوانندگان ما كه كلام برايشان اهميت چنداني ندارد ، برايش آهنگسازي مي كنند و مي خوانند . اما اين گونه افراد نمي دانند كه هجو مي نويسند و اين كارشان هر نامي به غير از ترانه دارد . قانونمندي يكي از اركان ترانه است اما حتي اگر بعضي جاها بتوانيم از آن چشم پوشي كنيم ، نمي شود چشممان را روي هدفمندي ترانه و كلام ، ببنديم . واقعا هدف از يك ترانه چيست ؟ آيا فقط بايد چند كلمه ي هم وزن و گاهي هم قافيه را بدون توجه به معني كلي و هدفش كنار هم قرار دهيم و آهنگي را روي آن سوار كنيم و آن را بخوانيم ؟
به نظر من دليل عمده ي اين بي توجهي به كلام ، خود مردم هستند چون در فكر كردن زيادي تنبلي مي كنند ، توجه و دقت از اذهان مردم رخت بر بسته و كسي دوست ندارد ترانه اي را تحليل كند و اگر آهنگي بشنود همه ي توجه خود را معطوف به ريتمش مي كند ، ريتمي گذرا كه بعد از چند مدت جاي خود را به آهنگي با ريتم ديگري مي دهد . هر انسان عاقلي قبل از خوردن غذا ، از مواد تشكيل دهنده و استاندارد بودن و آشپز آن سوال مي كند و بيگدار به آب نمي زند . اما متاسفانه همان انسان عاقل قبل از گوش دادن به موسيقي ، نمي پرسد كه خواننده كيست ؟ سابقه اش چيست و كلامش را چه كسي نگاشته است ؟ مد گرايي در موسيقي ما رخنه كرده است و آرام آرام آن را به فساد و تباهي مي كشاند . عادت كرده ايم هر چيزي كه به بازار (يا بهتر است بگويم روي نت يا گوشي هاي دوست و آشنا) مي آيد را گوش دهيم و تنها دليلمان اين است كه جديد است و مد !!!
با همه ي اين اوصاف ، در اين دنياي موسيقي اي كه ساسي مانكنش تاريخ مصرف دار مي خواند و به جاي جملات امروزش ، فردا كه رنگ و مد عوض مي شود بايد بخواند : "دافاي مو بلوند خيلي زشت ترن از مو مشكيا" ، در دنيايي كه "دنيا ديگه مث تو نداره" اش بعد از مدت كوتاهي منسوخ مي شود و كسي ديگر جرئت گوش كردن به آن را به خود نمي دهد چون از مد افتاده است (!) ، هنوز كساني هستند كه به جرئت مي توانم بگويم زحمت زيادي براي موسيقي ايران مي كشند اما در كمال تعجب ، مورد كم لطفي مسئولين محترم قرار مي گيرند .
كلام هاي خواننده اي مثل رضا صادقي نه تاريخ مصرف دارد و نه اگر آن ها را با گيتار ناكوك و يا حتي دكلمه هم بخواند ، حسشان عوض مي شوند . هنوز هم مي شود "دلم برات تنگ شده جونم" را با صداي بلند گوش كرد و كسي نه تنها حرف از منسوخ شدنش نمي زند ، بلكه با عشق و علاقه هم طالب شنيدنش مي شود . كارهاي خواننده هاي معدودي مثل رضا صادقي ، براي ديروز و امروز و فردا هستند و به دليل قوت كلامشان هرگز فاسد نمي شوند . رضا صادقي يكي از خواننده هاي انگشت شماري است كه به كلام اهميت زيادي مي دهد و دليل ماندگاري كارهايش بي شك همين است . راز ماندگاري يك اثر هنري ، كلام است كه رضا صادقي به آن توجه زيادي مي كند . گرچه هرگز نمي توان منكر سه ركن ديگر كه ملودي و تنظيم و البته صدا هستند ، شد . به روز بودن خوب است اما رعايت قواعد و حدود هميشه لازم است .
بيايد از سلامت كارهايي كه قرار است گوش كنيم مطمئن شويم تا در حق خودمان جفا نكنيم . اي كاش ياد بگيريم كه روح ارزش بسيار زيادي دارد و نبايد هر چيزي را به خورد روحمان بدهيم . هر هجوي ارزش شنيدن ندارد .
پی نوشت : من خصومتي با آقاي بنيامين يا آقاي ساسي مانكن ندارم ، خوانندگان مذكور را به عنوان مثال انتخاب كرده ام و اگرنه ساسي مانكن ها و بنيامين ها ، از جنبه ي مورد بحثم ، زياد هستند و مي دانيم كه اين خواننده ها طرفداران زيادي هم دارند . در این میان نمی توان منکر كلام متفاوت و تکرار نشدنی رضا صادقی شد .